ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 |
مصلحت!!!
اگر نبود، چرا؟
چرا به پست هم خوردیم؟
چرا آغوشمان یکی شد؟
چطور حسِ آغوشت شیرین ترین حس شد؟
شیرین تر از عسل،
آره عسل
می خواستم، اما
مانعم شد
مصلحت زنجیر به دست
دست و پایم، بلکه زبانم را هم زنجیر کرد
من مصلحت را پذیرفتم
نه بخاطر خودم...
م.ن
*میدونم از توضیح بدت میاد، اتفاقاتو خیلی خلاصه نوشتم
و میدونم که هیچ وقت این متنو نمیخونی اما نوشتم*